یه اشتباه احمقانه..
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 2:47
آه خدایا،اول از همه ممنونم که منو متوجه اشتباهم کردی و قبل از اینکه دیر بشه فرصت جبران و توبه رو بهم دادی....منه لعنتی چیکار کردم؟همش اینو از خودم میپرسم....یا فاطمه زهرا.....خدا منو ببخش...هرچی فکر میکنم...اصلا انگار اونموقع مسخ شده شیطان شده بودم....خجالت میکشم از خودم از تو.... چطور اون حرفا به ز...
اجرنا من النار یا مجیر...
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 2:47
خدایا،میبینی...همش گند میزنیم..مثلا شدیم بنده..ولی جز گناه و روسیاهی و پیروی از شیطان و این نفس لعنتی چیزی به بار نمیاریم..اگه مارو به بدترین عذاب هاتم دچار کنی،حق شکایت نداریم...تو برای ما هستی و ما برای تو....چرا پس غیر تو؟!پ.نوشت:چهارشنبه سیزده دی،هوای سرد و باد شدیدی که میوزه..فضای خونه بخاطر ات...
دلم به تو خوشه،که پشتمی..خدا
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 2:47
بالاخره تموم شد..سراومد این انتظار...مامان و بابا مخالف سرسخت این کارن...در جواب جرو بحثای بابا چیزی نمیگم،این حرف نزدنه به ضررمه..ولی نمیتونم جوابی بهش بدم.با خودم میگم من بیست و چندسالمه،یعنی هنوز به اون حد از عقل و شعور نرسیدم که خودم نتونم برای ایندم یه تصمیم کوچیک بگیرم...چرا فکر میکنین هنوز بچ...
اولین پست دی۹۶
-
تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 12:48
دوباره اومدم اینجا،همون پاتوق همیشگی،پاتوق تنهایی ها و خاطرات خوب و بد زندگی....دیشب،شب یلدا...احساس کردم یخورده فرق داشت با سالهای قبلش...دیگه دلتنگی نیومد سراغم،بغضی گلومو نگرفت،اشکی گوشه ی چشمام جا خوش نکرد....!همه چیزش خوب بود،بعد از ترس و وحشتی که از زلزله ی شب قبلش به جون همه افتاده بود،"دی ما...
اللهم اشف کل مریض
-
تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 12:48
راهی جز عمل واسه مامان نمونده،اون درد میکشه و من بیخیال،کاش میشد کاری بکنم براش..خدایا دلمون به تو خوشه و امیدی جز تو نداریم...به خودم میگم همه چی درست میشه..خداروشکر مسئله نگران کننده ای نیست... ماجرای دوشب پیش خیلی عجیب بود،آدما چطور میشه که اینقدر از خدا دور میشن و تا آخرین مرحله گناه و کثافت پیش...