
هوا حسابی گرم شده..گرم که نه،داغ..داغ و خشک و عجیب میسوزونه آدمو..کولر اتاق خراب شده و هنوز کسی برای تعمیرش نیومده...خلاصه که خیلی گرمهاما عجیب این شهر گرم و بدآب و هوارو دوست دارم...شهری که توش بدنیا اومدم و بزرگ شدم...شهری که حالا با دنیا عوضش نمیکنم...عجیب این قم رو دوست دارم:)پ.نوشت:در جواب کسایی که میگفتن بله بگو و برو اونور آب...همیشه جبهه میگرفتم و میگفتم من تا چندکیلومتری شهرمم بیرون نمیرم چه برسه به دیار غریب...اما این حرف آبجی که میگفت هرکسی یه رسالتی داره تو این دنیا،نظرمو کمی عوض کرد...
ادامه مطلب