ازین حرفا که بگذریم بیچاره اونایی که زندگیشون ازین طریق میگذره..ولی بالاخره باید از یه جایی شروع کرد یا نه؟وقتی اینجور برنامه ها هدفشون جز تیشه به ریشه زدن اسلام و قران نیست..چرا باید ازشون حمایت و استفاده کنیم...وقتی به این مسائل فکر میکنم دلم میگیره...وقتی به چشم خودم میبینم تاثیراتی که روی ادمای دوروبرم گذاشته...از کجای این قصه باید گفت؟من بد،من بد،من بد...اما با این حالم دلم میسوزه که تواین دوره زمونه دیگه کسی دغدغه دین و مذهبشو نداره...یجور ناجور چسبیدیم به این دنیا...اونقدر که انگار قراره تا ابدالدهر توش بمونیم..از کجای این قصه باید گفت،از کجاش....
+دوشنبه شب هجده دی ماه،همه چی خوبه..حتی موهام!
زمستون،تن عریون باغچه،چون بیابون
درختا،با پاهای برهنه،زیر بارون
نمیدونی،تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
چه تلخه،باید تنها بمونه قلب گلدون
مث من،که بی تو ،نشستم زیر بارون زمستون...
دلم میخواد این اهنگو تا اخرش بنویسم،دوسش دارم زیاد...
ما را در سایت اللهم اشف کل مریض دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 225