دلم تنگه مث ابرای تیره

خرید بک لینک
تلگرام همچنان فیلتر،اعصابمو بهم میریزه این محدودیت جدید..البته واسه منی که جز خوندن مطالب چندتا کانال کاره دیگه ای باهاش ندارم نباید زیاد ناراحت کننده باشه...اما نمیدونم چرا بیقرارم...شاید چون اونی که باید باشه نیست تا جایی که این بیقراری منو دوباره کشوند اینجا و وادارم کرد به نوشتن...اینم یجور خالی شدنه....وقتی تمام دل مشغولیاتو با سیاه کردن کاغذای دفترت پر میکنی...دفترم یعنی اینجا،صفحه صفحه ی وبلاگ..

ازین حرفا که بگذریم بیچاره اونایی که زندگیشون ازین طریق میگذره..ولی بالاخره باید از یه جایی شروع کرد یا نه؟وقتی اینجور برنامه ها هدفشون جز تیشه به ریشه زدن اسلام و قران نیست..چرا باید ازشون حمایت و استفاده کنیم...وقتی به این مسائل فکر میکنم دلم میگیره...وقتی به چشم خودم میبینم تاثیراتی که روی ادمای دوروبرم گذاشته...از کجای این قصه باید گفت؟من بد،من بد،من بد...اما با این حالم دلم میسوزه که تواین دوره زمونه دیگه کسی دغدغه دین و مذهبشو نداره...یجور ناجور چسبیدیم به این دنیا...اونقدر که انگار قراره تا ابدالدهر توش بمونیم..از کجای این قصه باید گفت،از کجاش....

+دوشنبه شب هجده دی ماه،همه چی خوبه..حتی موهام!

زمستون،تن عریون باغچه،چون بیابون

درختا،با پاهای برهنه،زیر بارون

نمیدونی،تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

چه تلخه،باید تنها بمونه قلب گلدون

مث من،که بی تو ،نشستم زیر بارون زمستون...

دلم میخواد این اهنگو تا اخرش بنویسم،دوسش دارم زیاد...

+ هجدهم دی ۱۳۹۶ 21:49 مهروماه
اللهم اشف کل مریض...

ما را در سایت اللهم اشف کل مریض دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 225 تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 1:56

صفحه بندی