اولین پست دی۹۶

خرید بک لینک
دوباره اومدم اینجا،همون پاتوق همیشگی،پاتوق تنهایی ها و خاطرات خوب و بد زندگی....دیشب،شب یلدا...احساس کردم یخورده فرق داشت با سالهای قبلش...دیگه دلتنگی نیومد سراغم،بغضی گلومو نگرفت،اشکی گوشه ی چشمام جا خوش نکرد....!همه چیزش خوب بود،بعد از ترس و وحشتی که از زلزله ی شب قبلش به جون همه افتاده بود،"دی ماه"اما خوب ازمون پذیرایی کرد،ماه من........!با خودم میگم کاش همیشه یلدا بود،داداشی میخنده ازین حرفم،من ولی جدی گفتم این آرزو رو....و اون نفهمید چرا...!!!تو دورهمی شب یلدا فال حافظش چیز دیگه ای بود...خوشم میاد خاله جان همیشه پایه ی این برنامه ها هست و پشتمه....برعکس مامان که همیشه ی خدا میزنه تو ذوقم،شاید منم از مامان ارث بردم این اخلاقشو........عجیب که حافظ از درددل هممون باخبر بود!!!!هههههههه........خاله جان خیلی ذوق کرده بود و به نیت چندنفر فال گرفت،مرتضی و ابوالفضل،راضیه و نرگس...سمیه و شوهرش...مامان و بابا و عموجان..حتی بابابزرگ...قشنگ تو کاسه ی هممون گذاشت جناب حافظ....

ولی تو حافظ،از کجا فهمیدی غمی که تو دلمه،که باهاش زندگی میکنم و پشت چهره شادم قایمش کردم،ههههههه،خندم میگیره،بهم میگی دنیا دوروزه برو دنبال چیزای باارزش تری و فراموش کن هرچی که آزارت میده....محض فانم که باشه،ولی فکرمو مشغول خودش کرد،به خودم میگم ساده ای بخدا!!!به خودم جواب میدم:آره خب من خیلی ساده و خنگم!!!چه میشه کرد......فردا بایست برم دنبال برنامه هام،چرا میترسم آخه؟!من که خدارو دارم..چرا اینقدر توکلم بهش شعاریه فقط؟!میمونم تو جوابش و بیخیال.....عجیب دلم میخواد اینجا یه خواننده داشته باشه،تو این دنیا حداقل یکی باید باشه که تورو درست و حسابی بفهمه،همین فقط،بدون قضاوت کردنت،حتی اگه تو بدترین آدم روی زمینم باشی...این خواسته زیادی نیست...به خودم میگم نه نیست....بارها بودن کسایی که میخواستم اینجارو نشونشون بدم،ولی تهش پشیمون شدم،اونا اونچیزی نبودن که فکرشو میکردم،اینجام به دردشون نمیخورد......شاید یه روزی پیدا شد اون آدم،شاید..........

+اینجا هرچیزی که میاد تو ذهنمو تایپ میکنم بدون هیچ ادیتی،مگه نه اینکه خودم میدنم چی به چیه و نیاز به توضیح اضافه نیست؟!!!!!!

از هرچه که بگذریم این دل لامصب دوباره تنگ شده.....

پ.نوشت:جمعه شبِ اولین روز زمستون ۹۶

منبعد باید یه عنوانیم بزارم واسه پستام،که اگه یه سال بعد دوباره خوندمش یادم بیاد اون لحظات و حس و حالی که موقع نوشتن داشتم!!!

+ یکم دی ۱۳۹۶ 19:0 مهروماه


اللهم اشف کل مریض...

ما را در سایت اللهم اشف کل مریض دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 12:48

صفحه بندی