بیست و هفتمین روز ازین ماه رسید...تولدم
چقدر برای این روز برنامه داشتم ولی حیف...کجای راهو اشتباه رفتم یعنی
امیرالمومنین(ع) میفرمایند کسی که بهت امید بسته رو ناامید نکن...ممنون از همه ی اونایی که ناامیدمون کردن،مخصوصا خودم
پ.نوشت:ممنون از حافظ که هرروز با یه مشت حرف امیدوارکننده الکی امیدوارمون میکرد؛)
پ.نوشت۲:کاش بودی...کاش میشد یجوری میشد که باشی،که بیای،کاش یبارم خواسته ی دلم با حکمت اون بالایی جور درمیومد
اینجای متنمو با چشمای پرازاشک مینویسم،مثل همیشه...
کجای این زندگی قشنگه؟گاهی وقتا فکر میکنم به چه امیدی زنده ایم...
پ.نوشت ۳:چندروزی میشه که نماز صبحم دیر میشه،از قصد بود..میخواستم ببینم چقدر حواست بهم هست؟اگه من ولت کردم توام منو بحال خودم رها میکنی؟؟؟
برچسب:
نویسنده: مبین محمدپور